تازگی ها پای کتاب های درسی مهارت های زندگی هم به برنامه هفتگی فرزندانتان اضافه شده است. می دانید در این کتاب ها چه خبر است؟
يکي از آشنا هاي 20 ساله ام ،وقتي 8 ساله بود مجبور شد به خاطر ادامه ي تحصيل پدرش به استراليا برود و تا دوم دبيرستان آن جا بماند. او می گفت در استرالیا در کلاس سوم ابتدايي درسي به نام مهارت نه گفتن داشتيم . دوست من يادشبود که معلم- با توجه به فرهنگ استراليا- مثال تعارف مشروب توسط برادر را برايشان زده و از آن ها خواسته بگويند در اين موقعيت چه کار مي کنند؟ با يک حساب سر انگشتي مي شود فهميد که در سال 1995 در استراليا در مقطع ابتدايي لا اقل يک درس را به مهارت هاي زندگی اختصاص داده اند. در ایران این کار انگار با یک تاخیر 10 ساله دارد انجام می شود. اما واقعا در کتاب های مهارت های زندگی چه چیزی به دانش آموزان شما تدریس می شود؟
این کتاب ها با چه هدفی نوشته شده است؟
کتاب های کار سلامت نوجوانی، ظاهرا به صورت آزمایشی در مدارس چند استان کشور توزیع شده است. اگر درس اول کتاب کار سلامت 2 بچه هایتان را نگاه کنید متوجه می شوید که در درسی به نام " دوره نوجوانی و اهمیت آن" هدف تالیف این کتاب به زبان ساده برای نوجوانناتان شرح داده شده است. اما اگر بخواهیم به زبان خودمان صحبت کنیم مولفان این کتاب ها می خواستند این تغییرات را در نوجوان شما به وجود آورند.
1. آنها می خواستند توانائي هاي رواني ـ اجتماعي و سطح بهداشت روان نوجوان شما افزایش پیدا کند تا به وسیله این راه از رفتارهاي آسيب زننده به سلامت فرد و اجتماع پیشگیری شود.
2. آنها می خواستند که سطح آگاهي و نگرش نوجوان شما در زمينه بهداشت رواني بالاتر برود. یعنی این که نوجوان شما بداند که وقتی از سلامت روانش حرف می زنند در مورد چه چیزی حرف می زنند و این موضوع چه اهمیت بالایی دارد.
3. آنها می خواستند در نوجوان شما احساس خود ارزشمندي و خودباوري در دانش آموزان را تقوست کنند
4. آنها می خواستند، توانايي حل مسأله را در نوجوان شما تقویت کنند. البته این حل مسئله با حل مسائل ریاضی فرق می کند. منظور از حل مساله در اینجا توانایی حل منطقی تمام مشکلاتی است که ممکن است در زندگی مخصوصا در دوران نوجوانی برای فرزند شما پیش بیاید.
5. آنها می خواستند مهارت هایی را به نوجوانان شما بیاموزند که او سالم و شاد زندگی کند.
6. آنها می خواستند ، روحيه همياري و همكاري را در نوجواننان شما تقویت کنند.
7. آنها می خواستند کاری کنند که اگر فرزند شما در جمع اضطراب دارد ، به وسیله راه هایی این اضطراب را رفع کند تا ارتباطات اجتماعی اش زیاد شود.
8. آنها می خواستند فرزند شما بیاموزد که چه طور می شود با هیجان های منفی مثل افسردگی و خشم مقابله کرد یا به دیگرانی که این هیجان ها را تجربه می کنند کمک کرد.
9. آن ها می خواستند ظرفيت رواني و جنبه فرزند شما افزایش پیدا کند.
داخل این کتاب ها چه خبر است؟
ظاهرا این کتاب های درسی اولش فقط در دبیرستان های شبانه روزی و در قالب طرح سلامت نوجوانی تدریس می شده اند. وقتی که مسئولان آموزش و پرورش دیدند که معلمان، والدین و مدیران به شدت از این کتاب ها استقبال کرده اند، این کتاب ها را به مدارس عادی و روزانه هم تعمیم دادند. می خواهید بدانید این کتاب ها چه چیزهایی دارند که این طور مورد استقبال قرار گرفته اند؟
کتاب سلامت نوجوانی 1 که در کلاس های آموزشی اول راهنمایی تدریس می شود، بیشتر به تغییرات جسمی دوره نوجوانی دختران اختصاص دارد. " اهمیت قاعدگی"، " باورهای نادرست در مورد قاعدگی"، " بهداشت قاعدگی"، "نشانگان قبل از قاعدگی" و " تغیرات جنسی دوران نوجوانی" عنوان چند درس از این کتاب درسی هستند.
یکی از خوبی های این کتاب، زمان تدریس آن به نوجوان ایرانی است. همان طور که می دانید بلوغ در کشور ما به خاطر شرایط جغرافیایی زود تر از کشورهای اروپایی اتفاق می افتد. این بومی کردن زمان تدریس هم برای نوجوانانی که همزمان دارند شروع دوره بلوغ را تجربه می کنند سودمند است و هم برای آن ها که احتمالا بلوغ دیر رس تری دارند یک آشنایی اولیه به وجود می آورد.
علاوه بر این، محتوای این کتاب درسی، حکایت از شناختن نیازهای امروزی نوجوانان دارد. شاید در گذشته سیستم سنتی، آموختن مفاهیم در مورد قاعدگی را به هلوت بین دختر و مادر واگذار کرده بود اما امروزه هم اطلاعات در این مورد آن قدر زیاد شده است که ممکن است دانسته های مادر نتواند آن را پوشش دهد و هم این که خود مادر ممکن است یک سری باور های غلط در مورد قاعدگی را به نوجوان منتقل کند. این کتاب درسی حتی این باورهای غلط را هم به بحث گذاشته است. غیر از این، نوجوان دختر معمولا وقتی در مورد قاعدگی با مادرش حرف می زند، که اولین قاعدگی را تجربه کرده باشد. این کتاب اما از قبل او را با این پدیده طبیعی وفیزیولوژیک آشنا می کند و اجازه می دهد که دانش آموز مشکلات این موردیش را در یک فضای آزاد و علمی با معلمش مطرح کند.
یکی دیگر از خوبی های این کتاب، شکل ظاهری درس های آن است. هر درس از کتاب سلامت نوجوانی 1 از سه بخش تشکیل شده است. در بخش اول یک مثال عینی از زندگی یک نوجوان فرضی زده می شود. مثلا در درس باورهای نادرست در مورد قاعدگی اولین جمله ای که نوجوان می خواند این است:" نازنین هر وقت قاعده است ترشی نمی خورد چون فکر می کند که ضرر دارد." این بخش آغازین هر درس، باعث می شود که نوجوان یکدفعه وارد فضای علمی و خشک درس نشود و علاوه بر آن با شخصیت های این بخش احساس مشابهت کند و یا از خودش بپرسد که چرا آن ها این طور رفتار می کنند. در واقع این بخش یک جورهایی طرح مسئله موضوع هر درس است. بخش دوم در واقع بدنی اصلی هر درس است و می خواهد اطلاعات علمی و درست را با زبانی نسبتا ساده به نوجوان شما منتقل کند. در این بخش هم سعی شده است با استفاده از علائم گرفیکی تا جایی که می شود از خشکی بحث کم کرد. بخش سوم احتمالا از همه جالب تر است. در این بخش از دانش آموز خواسته می شود که به جای حفظ کردن طوطی وار مطالب درس، یک "فعالیت هفته" انجام دهد. این فعالیت هفته اصلا نیازمند خواندن درس یا تحقیق کتابخانه ای نیست و در واقع بیشتر به تست های روان شناسی شبیه است. مثلا در انتهای درس بقهداشت قاعدگی یک فعالیت هفتگی به این صورت مطرح شده است : " در صورتی که قاعده شده اید، از این ماه تا 6 ماه بعد، تاریخ اولین روز قاعدگی خود را بنویسید و سپس تعیین کنید که در هر کدام از این قاعدگی ها چه علامت جسمی و روانی داشته اید؟ بعد از شش ماه بررسی کنید که هر یک از دوره های قاعدگی شما چند روزه است؟" آیا قاعدگی شما مرتب است؟" اول از همه این که این فعالیت ها نمره محوری را از ذهن نوجوان شما پاک می کند. دوم این که باعث تقویت حس خودشناسی نوجوان شما می شود و در نهایت این که اگر معلم بر انجام آن ها اصرار داشته باشد و آن ها را بررسی کند می تواند یک منبع اطلاعاتی در مورد وضعیت جسمی و روانی دانش آموز باشد. این اطلاعات می تواند منبع معلم و یا مدیربرای ارجاع دانش آموز نزد مشاور و یا روان شناس باشد.
کتاب درسی سلامت نوجوانی 2 به دانش آموزان دختر سال دوم راهنمایی اختصاص دارد. در این کتاب بیشتر بحث های بهداشت روانی و مهارت های زندگی مطرح شده اند. کلا یکی از خوبی های هر دو این کتاب های درسی قدرت نثر مولف اصلی آن هاست. خانم ربابه نوری، یک روان شناس بالینی است که تجربه های بسیاری در بر گزاری کلاس ها و نوشتن جزوه های آموزش مهارت های زندگی به تمام گروه های سنی دارد.
کتاب درسی سلامت نوجوانی درسی 2 از درس هایی مثل " تغییرات ذهنی و فکری 1 و2"، " تغییرات عاطفی نوجوان 1 تا 3"، " آشنایی با افسردگی"، "آشنایی با اضطراب"، "خجالت و کم رویی "، " عصبانیت"، " امید"، "عشق"، "شادی و خوشحالی"، و " آشنایی با بیماری ایدز" تشکیل شده است. در واقع خیلی از درس های این کتاب برای خانواده های نوجوانان هم خواندنی هستند و می تواند اطلاعات آن ها را هم در مورد مسادل بهداشت روان افزایش دهد.
تمام حسن هایی که در مورد شکل ظاهری کتاب قبلی گفته شد، در مورد این کتاب هم صادق است. درس های این کتاب هم از همان سه بخش تشکیل شده اند.
اما یکی دیگر از خوبی های این کتاب سیر مطالب آن است. کتاب با بحث " دوره نوجوانی و اهمیت آن" شروع می شود. در این درس، دانش آموز اهمیت آموختن مهارت های زندگی در دوران دانش آموزی را متوجه می شود. در درس های بعدی که به تغییرات فکری و عاطفی دوران نوجوانی اختصاص داده شده است، نوجوان در می یابد که در مشکلاتی مثل احساساتی شدن و غمگین بودن تنها نیست و همه نوجوان ها ممکن است در این دوران این احساس ها را تجربه کنند. در درس " تغییرات عاطفی، مقابله ها" دانش آموز می فهمد که می تواند با به کار بردن تکنیک های ساده ای با این احساسات منفی مقابله کند. چند درس بعد این تصور را که غمگینی یا اضطراب شدید هم در این دوره عادی است را از ذهن نوجوان پاک می کند. یعنی او در می یابد که " افسردگی"،" اضطراب"، " کمرویی" و " عصبانیت" وقتی که شدید باشند ممکن است که به یک بیماری تبدیل شده باشند و نیاز دارند که درمان شوند. اما همه نوجوانی که درد و رنج و غصه نیست. مولفان هم این را به خوبی دریافته اند و درس های آخر کتاب را گذاشته اند برای این که نوجوان بداند چه گونه می تواند زندگیش را با "عشق"، "امید" و "شادی" گره بزند.
برای این که بیشتر با بحث های مطرح شده در این کتاب آشنا شوید بد نیست که بخش های مختلف یکی از درس ها به نام " آشنایی با اضطراب" را با هم مرور کنیم. در بخش ابتدایی این درس آمده است :" محدثه قرار بود در مراسمی که در مدرسه به مناسبت 22 بهمن برگزار می شد شعری را دکلمه کند. او از چند روز قبل دلشوره و نگرانی داشت. شب در خواب می دید که در حال دکلمه کردن ناگهان مطالب از یادش می رود...." خلاصه این که در این بخش همه نشانه های اضطراب سخنرانی توضیح داده می شود و در آخر محدثه با راهنمایی معلمش می فهمد که می تواند با تمرین شعرخوانی قبل از جلسه و تخیل کردن حضور در جمع بر اضطرابش غلبه کند. در بخش دوم درس اطلاعاتی در مورد نشانه های اضطراب، راه های مقابله با اضطراب، فرق بیماری اضطراب با اضطراب عادی و آسیب هایی که درمان نکردن اضطراب در پی دارند ، داده شده است. در فعالیت هفته هم از دانش آموز خواسته شده است با کمک دوستانش و در دسته های 5-6 نفری یک پمفلت در مورد اضطراب تهیه کند، آن را به آشنایان خود بدهد و آن ها را با بیماری اضطراب آشنا کند.
این کتاب ها چه چیز هایی کم دارند؟
می گویند " عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگو!" ما سعی کردیم این کار را بر عکس انجام دهیم و اول هنر می را گفتیم. تالیف این گونه از کتاب های درسی آن هم در دوره اول معمولا همراه با اشکلاتی هست. بعضی از این کمبودها اساسی تر هستند و امید است که در چاپ کتاب های بعدی مهارت های زندگی مورد توجه باشند. چند تا از این کمبودها این ها هستند:
1.معلوم نیست کتاب برای چه سنی نوشته شده است
اگر آدم ریزبینی بتشید می بینید که در یک صفحه پیش از فهرست، در بخش اطلاعات کتابشناسی در بالای صفحه کتاب برای دانش آموزان سال دوم متوسطه و در پایین صفحه برای دانش آموزان سال اول متوسطه در نظر گرفته شده است. در صورتی که روی جلد کتاب برای دانش آموزان سال دوم راهنمایی معرفی شده است و در واقع هم دارد در مقطع راهنمایی تدریس می شود. این تناقض ها را نباید دست کم گرفت زیرا موجب شده است که مولفان به قصد نوشتن یک کتاب برای دانش آموز دبیرستانی دست به قلم ببرند و کتابشان برای دانش آموزان راهنمایی تدریس شود. شاید سنگین بودن بعضی از مباحث مثل" فرق مقابله هیجان محور و مسئله محور" به خاطر همین تناقض باشد. البته احتمالا مسئولین آموزش و پرورش به خاطر مباحث قاعدگی و بلوغ این کتاب ها را در یک مقطع پایین تر پخش کرده اند اما تر و خشک را پای هم سوزانده اند!
2. کتاب ها در سطح منطقه بومی نشده اند
درست است که کتاب ها به خاطر تجربه خوب مولفین، در سطح کشوری بومی شده است. یعنی این که سعی شده که مباحث و راه حل های کاملا آن طرف آبی که ربطی به فرهنگ ما ندارد در کتاب نباشد اما مثال هایی مثل دوستی دختر و پسر بیشتر به فرهنگ های شهر های بزرگ مربوط است. تصور کنید یک دانش آموز نوجوان در یکی از روستاهای استان فارس دارد این کتاب ها را می خواند. او در واقع با بعضی از شخصیت های این کتاب ها اصلا احساس مشابهت نمی کند. می توان با یک نیاز سنجی درست در هر استان و یا تفاوت گذاشتن بین کتاب های مناطق شهری و روستایی از این مشکلات جلوگیری کرد. در این صورت است که کتاب ها دقیقا حرف دل نوجواننان را می زنند.
3. از نیروهای متخصص برای تدریس استفاده نمی شود
متاسفانه با این که کتاب ها به نسبت خوب طراحی شده اند اما هنوز نگاه مدرسه ها به این درس ها، یک نگاه غیر جدی و تفننی است. برای همین است که بسیاری از فعالیت های هفته انجام نمی شود. معلمان غیر متخصص و غیر روان شناس خودشان هم از محتوای این درس ها چندان اطلاعی ندارند. و به خاطر امکانات محدود مدرسه ها امکان تمرین عملی مهارت های آموخته شده لا اقل در محیط مدرسه کمتر امکانپذیر است. غیر از این تا زمانی که والدین کل دانش آموزان هم از محتوای این درس ها اطلاع پیدا نکنند و بهتر بگوییم این مهارت ها را نیاموزند، دانش آموز نمی تواند به خوبی مهارت های زندگی اش را به زندگی واقعی منتقل کند.

